زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️، تا این لحظه: 7 سال و 2 روز سن داره

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

هشت هفته از به وجود اومدنت گذشته

تو وجود من داري رشد ميكني و اين برام باور نكردنيه نيمه هاي شب از معده درد بيدار ميشم گاهيم براي دسشويي رفتن به شدت رفلكس معده دارم و نفخ شديد همه چيز توي دلم قل قل ميكنه دلم هيچ خوراكي نميخواد گاهي صبح ها بدون دليل اوق ميزنم دو كيلو لاغر شدم كيستم بزرگتر شده و دردش بيشتر شده همش احساس خفگي ميكنم سرم گيج ميره انگار بيمارم ولي سالمم ام همه چيز عجيبه سينه هام درد ميكنه و صبح بد تره ببيشتر روزا نهار ميرم خونه مامانم معمولا يه چيزيم ميده بهم كه شام درست نكنم  اميد بيشتر كاراي خونه رو ميكنه غذا درست ميكنه ظرف ميشوره خيلي كمك ميكنه منم بهش خيلي گير ميدم هي ميگم همه چي بو ميده  
30 مهر 1393

درد دل ماماني با كنجد

كنجد كوچولو ديروز براي اولين بار من رفتم سونو گرافي اول دكتر پرسيد مشكلت چيه ؟ من: مشكل!!!؟ دكتر: براي چي اومدي سونو؟ من: ازمايش دادم بتام ٢٧٠٠ بود دكتر: يعني ميخواي بگي احتمالا بارداري؟ من :شوكه شدم ! يعني چي احتمالا ؟ددكتر شروع كرد سونو كردن هي گشت و هي گشت بعدم گفت سن بارداري ٥ هفته قلب رويت نشد تخمدان چپ نرمال تخمدان راست داراي كيست ١٨ م م  سونو واژينال توصيه ميگردد.جواب رو گرفتم و رفتم پيش دكتر زنان گفت كه كيست مهم نيست با دارويي كه دادم كنترل ميشه  پرسيدم مشكلي نداره پس گفت چرا مشكل داره قلبش ديده نشده اين مشكله ! يه ثانيه حس كردم اب داغ ريختن روم  گفتم يني چي ؟ العان كه هنوز هفته ٥ گفت باشه بايد قلب ديده ميش...
16 مهر 1393

ازمایشگاه ...من ...امید.... کنجد....!

ازمايش بتا روز34پري ٢٧٠٠ شد ... علائم از روز ٢٠ پري تكرر ادرار داشتم فكر كردم عفونت ادراري دارم انتي بيوتيك خوردم بعدش ديدم ترشحاتم زياده فكر كردم عفونت دارم باز دارو خوردم به شدت نفخ داشتم و رفلكس معدم سنگين بود زير دلمم انقباض داشتم دورم ٢٩ روزس سر ٢٩ روز لك ديدم فكر كردم پري شدم  روز بعد منتظر بودم لك تبديل بشه به پري ولي برعكس شد كمتر شد روز سوم تبديل شد به ترشحات رنگي اينقدر سينه هام سفت شده بودن كه تحملش برام مشكل بود رفتم دكتر گفتم فكر كنم هورمونام بهم ريخته اينجوري شدم خنديد گفت برو ازمايش من محل ندادم يه شياف پروژسترون گذاشتم كه پري زودتر بياد فرداش لك كلا قطع شد مشكوك شدم يه بيبي چك گذاشتم ا...
13 مهر 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد